ولايت آسماني مهدي

 

 

مطالب زیبا در مورد ظهور آخرین خورشید امامت و ولایت

 

 

 

ظهور حضرت حجت(عج) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند.




صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روايات شريف ما آمده اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي پردازيم.

«بداء» در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن چيزي است و اصطلاحاً به روشن شدن چيزي پس از مخفي بودن از مردم اطلاق مي شود؛ بدين معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتي، مسئله اي را از زبان پيامبر يا ولي اي از اولياي خويش به گونه اي تبيين مي كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غير آن را به مردم نشان مي دهد. در قرآن آمده است:
خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مي كند در حالي كه ام الكتاب نزد اوست و خود مي داند عاقبت هر چيزي چيست.1

و در آيه اي ديگر: و بدالهم سيّئات ما كسبوا.2
بدي هايي را خود كسب كرده بودند و براي آنها مخفي بود برايشان نمايان شد.
يا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآيات.3
پس از آنكه نشانه ها را ديدند حقيقت امر بر آنها روشن شد.
اين ظهور پس از خفا، تنها براي انسان رخ مي دهد و در مورد
خداوند متعال ابداً صدق نمي كند وگرنه لازمه اش اين است كه خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد كه اين امر محالي است. خداوند، چنانكه قرآن كريم مي فرمايد به همه چيز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چيز در همة زمان ها و مكان ها چه حاضر باشند و چه غايب، چه موجود باشند و چه فاني و چه در آينده به وجود بيايند، علم حضوري دارد. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
هيچ چيزي در آسمان و زمين از نظر خداوند متعال مخفي نمي شود.5
از همين روست كه مسئلة بداء و ظاهر كردن آن امر مخفي به خداوند نسبت داده مي شود:
و بدالهم من الله مالم يكونوا يحتسبون.6
خداوند آنچه را گمان نمي كردند، براي آنها ظاهر كرد.
براساس آية:خداوند چيزي را كه از آنِ مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7
و با استفاده از ديگر آيات و روايات مي توان چنين برداشت كرد كه برخي اعمال حسنه نظير: صدقه، احسان به ديگران، صلة رحم، نيكي به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت و اداي حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغيير داده و رزق و عمر و بركت زندگي اش را افزايش مي دهد، همان طور كه اعمال بد و ناشايست اثر عكس آن را بر زندگي شخص مي گذارد.
پيش از شرح اين عبارت كه بداء در حقيقت ظاهر شدن چيزي است كه از ناحية خداوند متعال براي مردم مخفي و براي خودش مشخص بود، لازم است يادآور شويم كه خداوند متعال بنا بر آيات قرآن دو لوح دارد:

الف) لوح محفوظ

لوحي كه آنچه در آن نوشته مي شود؛ پاك نشده و مقدّرات آن تغيير نمي يابند؛ چون مطابق با علم الهي است:
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجيدٌ في لَوحٍ مَحفوظٍ.8
بلكه آن قرآن مجيدي است كه در لوح محفوظ ثبت گرديده است.

ب) لوح محو و اثبات
بنا بر شرايط و سنني از سنت هاي الهي، سرنوشت شخص يا جرياني به شكلي خاص مي شود، با از بين رفتن آن سنت ها يا مطرح شدن سنت هاي جديد سرنوشت آن شخص يا آن جريان تحت الشعاع سنت هاي جديد قرار مي گيرد. به عنوان مثال بناست كه شخص در سن 20 سالگي فوت كند امّا به واسطة صلة رحم يا صدقه اي كه مي دهد، 30 سال به عمرش اضافه مي شود و تا 50 سالگي زنده مي ماند يا به عكس، آن شخص بناست 50 سال عمر كند به واسطة گناه كبيره اي خاص، 30 سال از عمرش كاسته مي شود در همان 20 سالگي مي ميرد. كه البته خداوند متعال از اوّل مي دانست كه بناست اوّلي 50 سال و دومي 20 سال عمر كند ولي براي روشن شدن اين سنت هاي الهي مطلب به اين شكل از زبان پيامبران يا اولياي الهي(ع) بيان مي شود.

در قرآن كريم هم آمده است:
يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده امّ الكتاب.9
يا اين آيه:
آنگاه مدتي را [براي شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمي نزد اوست.10
با توجه به اين دو لوح و مطالبي كه تا به حال به آنها پرداختيم، اين پرسش به ذهن مي رسد كه: آيا ظهور حضرت مهدي(ع) و نشانه هايي كه براي آن بيان شده است، در لوح محفوظ اند يا محو و اثبات. به عبارت ديگر آيا ممكن است اصلاً مسئله اي به نام ظهور ايشان تا آخر عمر بشريت و هستي اتفاق نيفتد يا ظهور بدون تحقّق نشانه ها رخ دهد يا همة نشانه ها بايد رخ دهند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد نشانه هاي ظهور را به دو دسته تقسيم كنيم:
1. امور و علايم مشروط
2. امور و علايم حتمي. آنگونه كه امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتميه11 و امام صادق(ع) به حتمي12 و غير حتمي تقسيم كرده اند. مسئلة بداء هم در چهار زمينه با موضوع ظهور حضرت مهدي(ع) ارتباط مي يابد:

1. نشانه هاي مشروط و غير حتمي ظهور

جز نشانه هايي كه صراحتاً در احاديث به حتمي بودن آنها اشاره شده است، بقية نشانه هاي ظهور همگي از امور موقوفه به شمار مي روند، چنانكه بزرگاني مانند شيخ مفيد، شيخ صدوق و شيخ طوسي بدان تصريح كرده اند. بدين معنا كه به جز نشانه هاي حتمي ظهور بقية آنها بنا بر مشيت و ارادة الهي ممكن است دچار تغيير و تبديل، تقدّم يا تأخّر شوند. به عبارت ديگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب مي آيند و ممكن است با تغيير و تبديل در شرايط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة ديگري پديد آيند يا اصلاً رخ ندهند. البته بسياري از رويدادهايي كه در احاديث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقّق خويش نشده اند.
مثلاً اگر در حديث به نزول بلايي (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخير رخ دهد يا اصلاً چنين بلايي به جهت عظمت عمل صالح ايشان نازل نشود يا اينكه با برخي اعمال صالح يا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجيل يا تأخير كنند.

شايد بتوان علت بيان چنين اخباري را اين دانست كه اگر مسئله به اين شكل تبيين نمي شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمي شدند و بدان مبتلا مي گشتند امّا پس از صدور حديث از ناحية معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پديد آمدن چنان حادثة ناگواري ممانعت به عمل آورند يا سبب حدوث اتفاقي خوشايند شوند. البته فراموش نكنيم كه عكس اين مطلب هم كاملاً صادق است به اين معنا كه شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام مي كنند كه شما با وجود آنكه مي توانستيد، آن بلا را از خويش دفع نكرديد يا فلان خير را به سوي خويش جلب ننموديد و از همين روست كه روايت شده است:
خداوند متعال، به چيزي مثل بداء عبادت نشده است.13

2. علايم ظهور و امور حتمي

پنج مورد از نشانه هاي ظهور در بسياري از روايات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه هاي حتمي ظهور برشمرده شده اند:
خروج سيّد خراساني و يماني، نداي آسماني مبني بر حقّانيت حضرت مهدي(ع)، شهادت نفس زكيّه و فرو رفتن سپاهيان سفياني در منطقة بيداء (بيابان بين مدينه و مكّه).14
اين نشانه هاي پنج گانه را احاديث از علايم حتمي شمرده و هيچ گونه احتمال بدايي در مورد تحقّق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمي بودن آنها مي شد. اين نشانه ها شديداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگي مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله. بزرگواراني چون مرحوم آيت الله خويي در پاسخ به نويسندة كتاب سفياني و علامات ظهور15، علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، در كتاب خويش و شيخ طوسي، در غيبت خويش16 نسبت به اين موضوع تصريح و اذعان كرده اند كه:
هر چند بنابر تغيير مصلحت ها با تغيير شروط اخباري كه به حوادث آينده مي پردازند، ممكن است دچار تغيير و تبديل شوند؛ جز آنكه روايت تصريح كرده باشد كه وقوع آن جريان حتمي است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومين(ع)) ما هم يقين به حدوث آنها در آينده پيدا مي كنيم و قاطعانه مي گوييم در آينده چنين خواهد شد.17
اشكال اساسي كه به اين نظر گرفته مي شود؛ متكي به حديثي است كه نعماني در كتاب خويش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفري گفته است: نزد امام جواد(ع) بوديم و صحبت از حتمي بودن آمدن سفياني شد، از آن حضرت پرسيدم: آيا در مورد امور حتمي هم بداء رخ مي دهد؟ فرمودند: آري. گفتم: مي ترسم در مورد خود حضرت مهدي(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:
ظهور حضرت مهدي(ع) وعدة الهي است و خداوند خلف وعده نمي كند.18
علّامه مجلسي، هم در بحارالانوار پس از نقل اين حديث اين
توضيح را اضافه كرده اند كه:
شايد محتوم، معاني مختلفي داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاريف ممكن است در مورد برخي از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اينكه شايد منظور از بداء در مورد خصوصيات آن حادثة محتوم و حتمي باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلاً پيش از زوال حكومت بني عباس سفياني جنبش هاي خويش را آغاز مي كند.19
اين فرضيه چندان قابل قبول نيست؛ زيرا در صورت پذيرفتن آن، چه فرقي بين حتمي و غير حتمي خواهد بود؟ مضاف بر اينكه روايت مورد بحث ما از حيث سند، ضعيف است.20 در ضمن نمي توان از آن همه حديث و روايتي كه به شدت بر حتمي بودن اين پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكيد مي كنند، چشم پوشي كرد و به احاديث انگشت شماري از اين دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرايط خاصي (به فرض قوت و اعتبار سندي آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روي تقيه، چنين سخني بگويند.
عبدالملك بن اعين گويد: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدي(ع) گفتم: مي ترسم كه زود بيايند و سفياني نباشد. حضرت فرمودند:
والله نه. سفياني از حتمياتي است كه حتماً خواهد آمد.21
امور يا موقوفه اند يا حتميه كه سفياني از دستة حتمياتي است كه حتماً خواهد بود.22
يا امام صادق(ع) فرمودند:
از حتمياتي كه پيش از قيام حضرت مهدي(ع) خواهند بود اينهاست: شورش سفياني، فرو رفتن در بيداء، شهادت نفس زكيّه و منادي كه از آسمان ندا در دهد.23
حمران بن اعين از امام باقر(ع) راجع به آية:
ثمّ قضي اجلاً و اجلٌ مسمّي عنده؛24
مي پرسد. حضرت مي فرمايند:
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.
- محتوم چيست؟
- جز آن نخواهد شد.
- و موقوف؟
- مشيت الهي در رابطة آن جاري مي شود.
- اميدوارم كه سفياني جزء موقوف ها باشد.
- والله كه نه و از محتومات است. 25

3. بداء و قيام حضرت مهدي(ع)

ظهور حضرت حجت(ع) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند كه چنين واقعه اي در تمام طول تاريخ تا كنون اتفاق نيفتاده است و از آنجا كه « ان الله لا يخلف المعياد&
raquo26 و خداوند در وعدة خويش تخلف نمي كند، در آينده اي دور يا نزديك حتماً چنين اتفاقي خواهد افتاد. ان شاء الله.
علاوه بر اينكه در موارد بسياري رسول مكرم اسلام(ص) و معصومين(ع) شديداً تأكيد نموده اند كه:
حتي اگر از عمر هستي بيش از يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن قدر اين روز را طولاني مي كند كه حضرت مهدي(ع) ظهور كرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27

4. تعيين زمان ظهور حضرت مهدي(ع)
بسياري از روايات، ما را از توقيت (مشخص كردن زمان ظهور) يا تعيين محدودة زماني براي ظهور حضرت به شدت نهي كرده اند و شيعيان را امر كرده اند كه هر كه را چنين كرد تكذيب كنند و دروغ گو بشمارند؛ زيرا اين مطلب در زمرة اسرار الهي است و كسي آن را نمي داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:
محمد! اگر كسي وقتي از جانب ما براي ظهور حضرت مهدي(ع) نقل كرد، از تكذيب كردن او نترس! چرا كه ما براي احدي تعيين وقت نمي كنيم.28
وقتي فضيل از امام باقر(ع) مي پرسد كه آيا اين مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه مي فرمايند: «آنها كه وقت تعيين مي كنند دروغ مي گويند&
raquo.29 يكي از ياران امام ششم(ع) به ايشان عرضه مي دارد: اين مسئله اي كه چشم انتظارش هستيم كي خواهد آمد؟ حضرت مي فرمايند:
اي مهزم! آنها كه وقت تعيين كنند دروغ مي گويند، آنها كه عجله كنند هلاك مي شوند و آنها كه تسليم امر خداوند باشند نجات مي يابند و به سوي ما باز مي گردند.30
آنگونه كه از احاديث برمي آيد، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموري است كه خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالي اراده كنند و شرايط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمين را از بركات وجودي آن امام همام(ع) بهره مند خواهند نمود.

البته نهي از تعيين وقت، شامل نشانه هاي حتمي ظهور نمي شود؛ چرا كه خود معصومين(ع) در اين موارد به فاصلة زماني ميان حدوث آن نشانة حتمي و ظهور حضرت اشاره كرده اند كه مثلاً از ابتداي شورش سفياني تا قيام حضرت بيش از 9 ماه طول نخواهد كشيد يا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس زكيّه حضرت در مكه ظهور مي كنند. وليكن ديگر نشانه ها حداكثر به اين اشاره مي كنند كه ظهور آن وجود مقدس نزديك شده است و نه بيش از اين. چنانكه ديديم برخي از نشانه هاي ظهور قرن هاست كه اتفاق افتاده اند و گذشته اند و هنوز ظهور رخ نداده است. كه البته به جهت ايجاد اميد در دل شيعيان مبني بر نزديك شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قيام حضرت صاحب(ع) ياد كرده اند.

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند كه ايشان بناست چه زماني قيام جهاني خويش را آغاز كنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خويش را براي آن روز مهيا و آماده مي كردند ـ كه به خيال خام و واهي خود ـ آن نور الهي را خاموش كنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفاني هم كه قرن ها با حدوث اين حادثة عظيم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به يأس و كسالت و خمودي مي شدند حال آنكه قرن هاست بسياري در انتظار آن يار غايب از نظر، ديده ها را خون بار كرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجيل در فرج ايشان برداشته اند و اميد دارند كه در زمرة ياران و ياوران ايشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم هاي ستمگران ربوده و هر صبح و شام از اين هراسناكند كه شايد آن عزيز مقتدر امروز ظهور كند و پايه هاي حكومت شيطاني شان را درهم شكند.
به اميد آنكه آن روز را ببينيم و از ياوران حضرتش باشيم. ان شاءالله.

----------------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها :

1. سورة رعد(13)، آية 39.
2 . سورة زمر(39)، آية 48.
3 . سورة يوسف(12)، آية 35.
4 . سورة نساء (4)، آية 35.
5 . سورة آل عمران (3)، آية 5.
6 . سورة زمر(39)، آية 48.
7 . سورة رعد(13)، آية 11.
8 . سورة بروج(85)، آيات 21 و 22.
9 . سورة رعد(13)، آية 39.
10. سورة انعام(6)، آية 2.
11. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص204؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص249.
12. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص202.
13. كليني، اصول كافي، ج 1، باب البدأ، ح 1 و صدوق، محمد بن علي بن حسين، التوحيد، باب 54، ح 2.
14. صدوق، محمد بن علي بن حسين، كمال الدين، ج2، ص650، طوسي، محمد بن حسن، الغيبة ص267، نعماني، همان، صص169 و 172؛ مجلسي، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسي، فضل بن حسن، اعلام الوري، ص426؛صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، صص439 و 455.
15. فقيه، محمد، السفياني و علامات الظهور، ص102.
16. عاملي، جعفر مرتضي، دراسته في علامات الظهور، ص60.
17. طوسي، محمد بن حسن، همان، ص265.
18. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص205، مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص250.
19. مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص251.
20. رك: فقيه، محمد، همان، ص102.
21. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص203؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
22. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص204؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
23. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص176، صافي گلپايگاني، لطف الله، همان، ص455.
24. سورة انعام، آية 2.
25. مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
26. سورة آل عمران(3)، آية 9.
27. رك: شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص340، طبرسي، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسي، محمد باقر، همان، ج51، ص133.
28. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص195، طوسي، محمد بن حسن، همان، ص262؛ آل سيد حيدر، مصطفي، بشارةالاسلام، ص298، مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص104.
29. طوسي، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص103؛ صافي گلپايگاني، لطف الله، همان، ص463.
30. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص198؛ طوسي، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص104؛ آل سيد حيدر، مصطفي، همان، ص299؛ صافي گلپايگاني، لطف الله، همان، ص463.
 

امام صادق عليه السلام فرمودند: «هنگامى كه قائم ما ظهور فرمايد زمين از نور پروردگارش منور گردد چنانچه مردم از روشنى خورشيد بى‏ نياز گردند و تاريكى نابود شود و در سلطنت آن حضرت مردى آنقدر عمر كند كه هزار فرزند پسر پى در پى از او بوجود آيد كه در ميان فرزندانش دخترى متولد نشده باشد و گنجهاى‏ نهانى زمين آشكار گردند و مردم آنها را بچشم خود به‏بينند و در آن روزگار بقدرى مردم بى ‏نياز شوند كه اگر كسى بگردد تا شخصى را بدست آورد كه باو كمك نمايد يا زكاة بدهد بمقصود نميرسد و مردم بر اثر نعمتى كه خدا بآنها ارزانى داشته از همه چيز بى ‏نيازند.» (ترجمه الإرشاد، شيخ مفيد ره، ص702)

 

سفياني:
آيت الله مكارم در اين مورد مي فرمايد: ظهور «سفيانى» در بسيارى از منابع حديث شيعه و اهل تسنّن به عنوان يكى از نشانه‏هاى ظهور مصلح بزرگ جهانى، و يا به عنوان يكى از حوادث آخر زمان، آمده است.
گرچه از بعضى روايات بر مى‏آيد كه «سفيانى» شخص معيّنى از آل ابوسفيان و فرزندان او است؛ ولى از پاره‏اى ديگر استفاده مى‏شود كه سفيانى منحصر به يك فرد نبوده بلكه اشاره به صفات و برنامه‏ هاى مشخّصى است كه در طول تاريخ افراد زيادى مظهر آن بوده‏ اند.
از جمله در روايتى از امام على بن الحسين عليه السلام نقل شده: «امر السّفيانى حتم من اللّه ولايكون قائم الّا بسفيانى ؛ ظهور سفيانى از مسائل حتمى و مسلّم است: و در برابر هر قيام كننده‏اى يك سفيانى وجود دارد!»
از اين حديث بخوبى روشن مى ‏شود كه سفيانى جنبه «توصيفى» دارد نه «شخصى» و اوصاف او همان برنامه‏ها و ويژگيهاى او است و نيز استفاده مى‏شود كه در برابر هر مرد انقلابى و مصلح راستين يك (يا چند) سفيانى قد علم خواهد كرد.
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى ‏خوانيم:
 «انا و آل ابى سفيان اهل بيتين تعادينا فى اللّه: قلنا صدق اللّه وقالوا كذب اللّه: قاتل ابوسفيان رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم و قاتل معاوية على بن ابى طالب عليه السلام و قاتل يزيد بن معاوية الحسين بن على عليه السلام و السّفيانى يقاتل القائم ؛ ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانيم كه در مورد برنامه‏هاى الهى با هم مخالفت داريم: ما گفته‏هاى پروردگار را تصديق كرده‏ايم و آنها تكذيب كردند. ابوسفيان با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مبارزه كرد؛ و معاويه با على بن ابيطالب عليه السلام؛ و يزيد با حسين بن على عليه السلام؛ و سفيانى با امام قائم مبارزه خواهد كرد.»
 در برابر هر قائم و مصلحى، ابوسفيانى با مشخّصاتِ‏ سرمايه دار غارتگر، قدرتمند و ظالم، ارتجاعى و مروّج خرافات، وجود داشته، و دارد كه مى‏كوشد، تلاشهاى انقلابى قائم و مصلح را خنثى كند؛ در راه او سنگ بيندازد و حدّاقل تاريخ انقلابش را به عقب بكشاند.
در برابر قيام مصلح بزرگ جهانى «مهدى» نيز «سفيانى» يا سفيانيها قرار خواهند داشت كه با قدرت جهنّمى شان سعى دارند در مسير انقلاب راستين مهدى وقفه ايجاد كنند؛ زمان را به عقب برگردانند يا لااقل متوقّف سازند؛ از بيدارى و برچيده شدن نظامهاى ظالمانه طبقاتى به نفع استثمار كنندگان جلوگيرى كنند.
هيچ مانعى ندارد كه سفيانى آخر زمان كه در برابر مصلح بزرگ جهانى «مهدى» قيام مى‏ كند از نواده‏ هاى ابوسفيان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهى گردد، همانطور كه در اخبار آمده است؛ ولى مهمتر از مسأله نسب اين است كه برنامه‏هاى او و صفات و مشخّصات و تلاشها و كوششهايش همه مانند ابوسفيان است و روشى همسان او دارد.
اين «سفيانى» مانند همه ابوسفيانها و همه سفيانيهاى ديگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانى مهدى عليه السلام به زانو در خواهد آمد و تلاشها و كوششها و نقشه‏ هايش نقش بر آب خواهد شد. (حكومت جهانى مهدى (عج)، تاليف حضرت آيت الله مكارم شيرازي، ص188 به بعد)
شيخ عباس قمي در اين مورد مي گويد: از وادى يابس (يعنى بيابان بى ‏آب و علف كه در ما بين مكّه و شام است) و آن مردى است بد صورت و آبله رو و چهار شانه و ازرق چشم، و اسم او عثمان بن عنبسه است و از اولاد يزيد بن معاويه است. و آن ملعون پنج شهر بزرگ را متصرّف مى‏شود كه دمشق و حمص و فلسطين و اردن و قنّسرين است، پس از آن لشكر بسيار به اطراف مى‏فرستد و بسيارى از لشكر او به سمت بغداد و كوفه خواهند آمد و قتل و غارت و بى‏حيايى بسيار در آن صفحات مى‏نمايند. و در كوفه و نجف اشرف قتل مردان بسيار واقع شود و بعد از آن يك حصّه از لشكر خود را به جانب شام روانه نمايد و يك قسمت از آن را به جانب مدينه مطهّره، و چون به مدينه رسند سه روز قتل عامّ نمايند و خرابى بسيار وارد آورند، و بعد از آن به سمت مكّه روانه شوند و لكن به مكّه نرسد، و امّا آن حصّه كه به جانب شام روند و در بين راه لشكر حضرت حجّة اللّه بر آن‏ها ظفر يابند و تمام آن‏ها را هلاك نمايند و غنايم آن‏ها را بالكلّيّه متصرّف شوند. و فتنه آن ملعون در اطراف بلاد بسيار عظيم شود خصوصا بالنسبة به دوستان و شيعيان علىّ بن ابى طالب عليه السّلام حتّى آن كه منادى او ندا كند كه هر كس سر يك نفر از دوستان علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را بياورد هزار درهم بگيرد، پس مردم به جهت مال دنيا از حال يكديگر خبر دهند و همسايه از همسايه خبر دهد كه او از دوستان علىّ بن ابى طالب است.
بالجمله، آن قسمت از لشكر كه به جانب مكّه روند چون به زمين بيداء رسند- كه ما بين مكّه و مدينه است-، حقّ تعالى ملكى را مى‏فرستد در آن زمين و فرياد مى ‏كند اى زمين اين ملاعينان را بخود فرو بر، پس جميع آن لشكر كه به سى صد هزار مى ‏رسند با اسبان و اسلحه به زمين فرو روند مگر دو نفر كه با همديگر برادرند از طايفه جهنيّه كه ملائكه صورت‏هاى ايشان را بر مى‏گردانند و به يكى مى‏گويند كه‏ بشير است برو به مكّه و بشارت ده حضرت صاحب الأمر عليه السّلام را به هلاكت لشكر سفيانى، و ديگرى را كه نذير است مى‏گويند برو به شام و به سفيانى خبر ده و بترسان او را.
پس آن دو نفر به جانب مكّه و شام روانه گردند. چون سفيانى اين خبر را بشنود از شام به جانب كوفه حركت كند و در آنجا خرابى بسيار وارد آورد و چون حضرت قائم عليه السّلام به كوفه رسد آن ملعون فرار كند و به شام برگردد، پس حضرت لشكر از عقب او فرستد و او را در صخره بيت المقدّس به قتل آورند و سر نحس او را بريده و روح پليدش را وارد جهنّم گردانند (منتهى الآمال، شيخ عباس قمى ،ج‏3،ص:2121)
نفس زكيه:
شيخ عباس قمي قتل او را كه پسرى است از آل محمّد عليهم السّلام است و در مابين ركن و مقام‏ كشته مي شود را يكي از علامات حتميه ظهور دانسته است. (همان آدرس)
از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمود: وقتى مهدى خروج مى ‏كند مردى از يارانش به سوى مكيان مى‏رود و آنان را به يارى مهدى مى‏خواند اما آنان بين ركن و مقام سر او را مى ‏برند. اين مرد همان نفس زكيه است.
شيخ صدوق در اكمال الدين از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت: به امام باقر (ع) عرض كردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد كرد؟ آن حضرت نشانه‏ هايى ذكر كرد تا آنجا كه فرمود: و جوانى از آل محمد ميان ركن و مقام كشته مى ‏شود نام او محمد بن حسن نفس زكيه است. همچنين وى به سند خود از ابراهيم حريرى نقل كرده است كه نفس زكيه جوانى است از آل محمد. او محمد بن حسن نام دارد. وى را بدون هيچ گناهى مى‏ كشند و چون او را مى ‏كشند نه در آسمان عذر خواهى مى‏ ماند و نه در زمين ياورى. در اين هنگام است كه قائم آل محمد همراه با گروهى به سوى ايشان برانگيخته مى‏شود او در چشم مردم باريك‏تر از سرمه است. چون خروج كند مردم براى آنان مى‏گريند. ديده نمى‏ شوند كه بسيار تيز و تند دور شوند. خداوند مشارق و مغارب زمين را براى آنان مى‏گشايد و اينان مؤمنان حقيقى هستند بدانيد كه بهترين جهاد در آخر الزمان خواهد بود.
شيخ طوسى در كتاب غيبت از عمار بن ياسر روايتى نقل كرده و پاره‏اى از علايم خروج مهدى را در آن ياد كرده تا آنجا كه مى ‏گويد: در اين هنگام نفس زكيه و برادرش در مكه به ناروا كشته مى‏شوند.
شيخ مفيد از امام باقر (ع) نقل كرده است كه فرمود: بين قيام قائم (ع) و قتل نفس زكيه بيش از پانزده شب فاصله نيست. نعمانى در غيبت به سند خود از امير مؤمنان (ع) در ضمن حديثى نقل كرده است كه فرمود: آيا شما را از آخرين پادشاه بنى فلان آگاه نكنم؟
گفتيم: چرا اى امير مؤمنان آگاه كنيد. فرمود: نفسى حرام از قريش در روزى حرام و در ديارى حرام كشته خواهد شد. سوگند به خدايى كه دل دانه را شكافت و بشر را آفريد پس از اين واقعه بيش از پانزده روز پادشاهى بر مردم حكم نمى‏ راند. پرسيديم: آيا پيش از اين واقعه يا بعد از آن چيزى رخ خواهد داد؟ فرمود: صيحه‏ اى خواهد آمد در ماه رمضان.(سيره معصومان ،ج‏6،ص:397)

 

شيخ مفيد (ره) در كتاب ارشاد  در بيان علائم ظهور مى ‏نويسد: رواياتى در مورد نشانه‏ هاى ظهور حضرت مهدى عليه السّلام به ما رسيده، كه قبل از ظهور آن حضرت، علاماتى آشكار شود، و حوادثى پديدار گردد، از جمله مانند:

 
 

خروج سفيانى، كشته شدن سيّد حسنى، اختلاف بنى عبّاس در سلطنت دنيا، گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان، گرفتن ماه در آخر ماه رمضان بر خلاف عادت، فرو رفتن زمين بيداء [زمينى بين مكّه و مدينه‏]، فرو رفتن زمينى در مشرق و در مغرب، توقّف خورشيد از اوّل ظهر تا وسط وقت نماز عصر، طلوع خورشيد از مغرب، كشته شدن نفس زكيّه (انسان پاك) در پشت كوفه با هفتاد نفر از صالحان، بريدن سر مردى از بنى هاشم در ميان ركن و مقام (در كنار كعبه)، خراب شدن ديوار مسجد كوفه، آمدن پرچمهاى سياه از سمت خراسان، خروج يمانى، ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر شامات، فرود آمدن تركان در جزيره، آمدن روميان در رمله، طلوع ستاره درخشانى در مشرق، كه همانند ماه مى‏درخشد، سپس دو طرف آن، خم شود به گونه‏اى كه نزديك شود دو طرفش به هم برسد، پيدا شدن سرخى در آسمان، كه در اطراف پراكنده شود، و آتشى كه در طول مشرق، آشكار شود، و سه روز يا هفت روز در آسمان باقى ماند، پاره كردن عرب، زنجيرهاى اسارت خود را، و كشورگشائى آنها، و بيرون رفتنشان از زير بار نفوذ ديگران،كشتن مصريان فرمانرواى خود را، خرابى شام، اختلاف سه پرچم در آن، وارد شدن پرچمهاى قيس و عرب در كشور مصر، و پرچمهاى قبيله كنده در خراسان، آمدن اسبانى از سمت مغرب كه در كناره حيره (حدود نجف) بسته شود، رو آوردن پرچمهاى سياه از سمت مشرق زمين به سوى آنها، طغيان رودخانه فرات، به طورى كه آب در كوچه‏هاى كوفه جريان يابد، بيرون آمدن شصت نفر كه به دروغ ادّعاى پيامبرى كنند، آمدن دوازده نفر از نژاد ابو طالب كه هر كدام براى خود ادّعاى امامت كنند، سوزاندن مرد بزرگى از پيروان بنى عبّاس در بين دو شهر جلولاء و خانقين [كه فاصله اين دو شهر، هفت فرسخ است‏]، بستن پلى در بغداد، در كنار محلّه كرخ، بلند شدن باد سياهى در آغاز روز در بغداد، آمدن زلزله در آنجا كه موجب فرورفتگى بيشتر نقاط آنجا گردد، ترسى كه همه اهل عراق و بغداد را فراگيرد، و مرگى سريع و همگانى در آنجا، كمى اموال و مردم و محصول، پيدايش ملخى در فصل خود، و ملخى بى‏موقع كه زراعت و غلّات را نابود كند، كم شدن غلّات، دودستگى در ميان دو صنف از عجم، و خونريزى بسيار در ميان آنها، بيرون رفتن بندگان از زير بار اربابان و كشتن ايشان، مسخ شدن گروهى از بدعتگذاران به شكل ميمون و خوك، پيروزى بندگان به شهرهاى اربابان، بلند شدن آوازى از آسمان كه همه مردم زمين، هر كس به زبان خود آن را بشنود، ظاهر شدن شكل صورت و سينه، در سطح قرص خورشيد، زنده شدن مردگان از قبرها در دنيا، و آشنائى آنان با يكديگر، و ديد و بازديد آنان.

 
 

آنگاه اين جريانها با آمدن 24 بار باران پى‏درپى پايان پذيرد، كه زمين بر اثر آن بارانها زنده گردد، و بركاتش آشكار شود، و سپس هر آفت و بيمارى، از شيعيان حضرت مهدى عجّل اللّه فرجه و معتقدين به حقّ دور گردد، و آنگاه بدانند كه آن حضرت در مكّه ظهور كرده، و براى يارى حضرت به سوى مكّه رهسپار شوند، چنانكه روايات بيانگر آن است.

 

(ترجمه ارشاد، ج 2، ص 344 به بعد ؛ الأنوار البهية ،ص:588)

 
 

اما علائم حتمي همان هايي مي باشد كه در متن به آنها اشاره شده است.

 
 



دو شنبه 30 مرداد 1391

|
 

مهدی جان در احادیث شیعه وسنی

 

 
 
 
 
شناخت دين بر دو  پايه استوار است. عقل و نقل
عقل؛ عقل بشر محدود است و كليات را درك مي‌كند و پاسخگوي بسياري از سؤال‌هاي انسان نيست. به عنوان مثال: عقل به ما مي‌گويد به صورتي بايد از نعمت دهنده تشكر كرد ولي چگونگي اين شكر گذاري را بيان نمي كند.
نقل؛ نقل از قرآن و سنت تشكيل شده است. قرآن مانند قانون اساسي است و بيان امور جزيي را به سنت واگذار كرده است. مثال: در قرآن وجوب نماز و اينكه نماز انسان را از بدي و زشتي‌ها باز مي‌دارد، آمده استولي چگونه انجام دادن و تعداد ركعت‌هاي آن را سنت و احاديث پيشوايان معصوم بيان مي‌كند. در نتيجه سنت در ميان منابع ما نقش ويژه‌اي دارد. حالا ببينيم مهدويت چقدر و چگونه در آن بيان شده است.
با نگاهي كلي به احاديث مي‌بينيم بيش از پنجاه نفر از صحابه روايات مربوط به امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را از رسول گرامي صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده‌اند. برخي از محققان 1941 روايت را بدون تكرار از پيشوايان معصوم در مورد مهدويت جمع آوري كرده‌اند كه 560 حديث آن از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است.كتاب‌هاي زيادي قبل و بعد از ولادت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در مورد ايشان نوشته شده است. گروهي از عالمان شيعي و سني بنابر كثرت روايات قايل به تواتر اين اخبار در مورد آمدن امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شده‌اند. محمد بن حسين آبري شافعي (363ق) در كتاب مناقب شافعي مي‌گويد: اخبار بشارت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به آمدن «مهدي» به دليل كثرت مخبران و راويان به حد تواتر رسيده است.
روايات نقل شده در مورد امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را مي‌توان به چهار گروه تقسيم كرد.
1.    روايات تفسيري: رواياتي كه در ذيل آياتي از قرآن نقل شده و آن‌ها را بر مهدويت تطبيق كرده‌اند.
2.          روايات اخباري: احاديثي كه از آينده خبر مي‌دهند مانند: وقوع غيبت، علايم ظهور، دوران حكومت.
3.    روايات تبييني: رواياتي كه بيان كننده دلايل غيبت، اهميت انتظار، وظايف منتظران و... هستند.
4.    روايات تاريخي: احاديثي كه نسب و ولادت و معجزات امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را مطرح مي‌كنند.
از نگاهي ديگر احاديث مربوط به مهدويت به دو دسته تقسيم مي‌شوند احاديث عام- احاديث خاص
1. احاديث عام: رواياتي كه موضوعاتشان بيان جانشيني رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است مانند: حديث ثقلين- حديث دوازده خليفه و حديث؛ هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، مرگش جاهلي است.
كه به يك مورد به طور اختصار پرداخته مي‌شود:
بيان حديث ثقلين
حدود 34 نفر از صحابه پيامبر گرامي اسلام و بسياري از بزرگان شيعه و سني مانند: مسلم، ترمذي و احمد بن حنبل اين حديث را نقل كرده‌اند. مضمون و ترجمه اين حديث شريف:
پيامبر اكرم در آخرين روزهاي زندگاني خود در جمع مسلمانان فرمودند: «من دو چيز گرانبها در ميان شما به امانت مي‌گذارم، اگر از اين دو پيروي كنيد، بعد از من هرگز گمراه نخواهيد شد. يكي از اين دو مهم تر از ديگري است. اولي كتاب خدا كه ريسماني متصل از آسمان به زمين است و دومي عترت و اهل بيتم اين دو  از هم جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بر من وارد خواهند شد. پس بنگريد با اين دو چگونه برخورد كنيد.»
مراد از اهل بيت چه كساني هستند؟ بنابر گفتار عالمان شيعي و سني مراد از اهل بيت حضرت علي و فاطمه و فرزندان آنان مي‌باشند كه پيامبر اسلام در جاهاي مختلف آنان را به عنوان اهل بيت خود معرفي كردند.
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و حديث ثقلين: هم اكنون قرآن كريم بدون هيچ‌گونه تحريفي در ميان ما است، اما از اهل بيت، هم اكنون چه كسي در كنار قرآن است تا مسلمانان با پيروي از اين دو چيز گرانبها هرگز دچار گمراهي و انحراف نشوند؟ عالمان شيعي و اهل سنت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده اند كه فرمودند: مهدي از عترت و اهل بيت من و از فرزندان فاطمه است.
در نتيجه هم اكنون امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مصداق اين حجت و عدل قرآن مي‌باشد و پيروي از او بر ما لازم است.
2. احاديث خاص: مراد از آن، احاديثي است كه در مورد مهدويت وارد شده است.
در اين زمينه بسياري از مسايل مورد اتفاق شيعه و اهل سنت است به صورتي كه اگر «مهدي» با ويژگي‌هاي مطرح شده در روايات، از كنار كعبه، خانه خدا قيام خود را آغاز كند، تمامي مسلمانان اعتراف به آمدن او مي‌كنند. در اين نوشتار به بيان برخي از عرصه‌هاي مشترك ميان شيعه و سني در مورد امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌پردازيم. بيان موارد مشترك:
1.  اصل مهدويت؛ در روايات فريقين در حد تواتر آمده است در آخرالزمان شخصي به نام «مهدي» از فرزندان پيامبر قيام خواهد كرد. ابن حجر عسقلاني مي‌گويد: اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اينكه «مهدي» از اين امت است
2. وجوب اعتقاد به مهدي؛ يكي از واجبات مهم در دين اسلام اعتقاد به آمدن «مهدي» است به صورتي كه منكر خروج او كافر معرفي شده است. جابر بن عبدالله از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي‌كند: «كسي كه منكر خروج مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد، به آنچه بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده، كافر گرديده است».3.  جهاني بودن دعوت و حكومت او؛ بر اين مسأله آيات قرآن نيز دلالت دارد.4. عدالت گستري امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف؛ فراگيري عدل و داد در بسياري از روايات مربوط به حضرت بيان شده است. ابوسعيد خدري از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي‌كند؛ مهدي از من است. او زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همان گونه كه از ظلم و جور پر شده است.
هم نام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بودن مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و بيعت ميان ركن و مقام در آغاز قيام او و نزول عيسي بن مريم عليه السلام در زمان امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و اقتدا كردن به او در نماز و خسف بيداء و فراواني نعمت در زمان او و مشخصات ظاهري امام و از فرزندان فاطمه بودن مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و... از موارد ديگر مشترك ميان شيعه و اهل سنت است. تنها فرق ميان علماي شيعه و سني در مهدي نوعي و شخصي است. شيعيان معتقدند امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف فرزند امام حسن عسكري عليه السلام و امام دوازدهم مي‌باشد و هم اكنون زنده است و از عمر او بيش از هزار سال مي‌گذرد ولي اهل سنت اعتقاد به مهدي نوعي دارند يعني «مهدي» با اين ويژگي‌ها در آخرالزمان خروج و عدل و داد را در سراسر زمين پياده خواهد كرد.
 
- نساء/103- عنكبوت/45.
- به معجم احاديث امام المهدي مراجعه شود.
- التذكره، ج1، ص701.
- صحيح بخاري، ج5، ص13- صحيح مسلم، ج6، ص21.
- صحيح مسلم، ج4، ش2408- سنن ترمذي، ج5، ش1788- عبقات الانوار، ج2، ص824.
- الدر المنثور، ج6، ص606- سنن ترمذي، ج5، ص352- صواعق المحرقه، باب9، ص121.
- عقدالدرر، ص35- الحاوي للفتاوي، ج2، ص85- مسند احمد، ج1، ص376- كمال الدين، ج1، ص287.
- فتح الباري، ج5، ص362.
- الحاوي للفتاوي، ج2، ص83.
- توبه/33- صف/9- فتح/28- نور/55- انبياء/105.
- سنن ابي داوود، ج4، ص107 ص4285

 

 
 
 

پنج شنبه 26 مرداد 1391

|
 

دجال انسان موعود صهیونیست!!!

 

 
                                          
 
 
 
 
براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است .براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکندعلائم حتمی برای ظهور :
-
1خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد
-2 خروج یمانی: امام صادق(ع) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام می­کنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت می­کند.
-3 صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند: صدایی از آسمان شنیده می­شود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد.
-4 قتل نفس زکیه: قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(ص) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که : مهدی ظهور نمی­کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود

-5 ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و...نام برده شده است .براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و یک چشمی که و ‏از اصل خلقت یک چشم ندارد به طورى كه ‏گودى حدقه‏اش نیست و ادعای خدائی میکند ،چشم چپش در وسط پیشانی او قرار دارد،متولد شده در میان قوم یهود ازجمله ترسیم شده است.
در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردی چاق و سرخ روی است ) در برخی منابع ذکر شده است که از لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهایش مجعد است،پایش لنگ است، دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور میشود مرده را زنده میکند و در قحطی مردم را طعام میدهد.هفتاد هزار ترک ، یهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، بادیه نشین و زن از او پیروی می کنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنج هایت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمی شود.طول حکومتش چهل روز است و در این مدت همه را به کفر میکشد.
برای نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رویت وی خواندن سوره حمد و خانه نشینی و توکل بر خدا توصیه شده است.
اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است " انسان " بودن دجال را میتواند تقویت نماید
يکي از علائم ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که در برخي روايات از علائم حتمي شمرده شده ، خروج شخصي به نام «دجال» است . او يک طاغوت بسيار حيله گر است و عده بسياري را با خود همراه مي کند.
 
دجال در لغت   
دَجَل به معناي روكش نمودن يك شئ است كه باطن آن كم‌ارزش باشد ولي روي‌ آن را  زرق و برق داده يا طلاكاري كنند بنابراين وقتي دجال را براي كسي بكار مي‌برند يعني‌ آن شخص منافق، دروغگو و فريبنده است[1] البته معاني متعددي كه گاه به ده معنا مي‌رسد براي اين واژه ذكر شده است، كه به عنوان نمونه به يكي از آنها اشاره شد.
او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد.
 
پيشينة دجال:
تاريخچه دجال به قبل از اسلام برمي‌گردد در كتاب انجيل نام دجال نيز به ميان آمده است از آيات انجيل استفاده مي‌شود كه دجال به معناي دروغگو و گمراه كننده است و چنين استفاده مي‌شود كه داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بين نصاري شايع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[2] در اسلام نيز سخن از دجال به ميان آمده است و رواياتي در اين موضوع از فريقين (سني وشيعه) وارد شده است، كه روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است كه در منابع شيعه موجود مي‌باشد و اكثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت مي‌باشد.
 
حتمي بودن خروج او :
حضرت علي (عليه السلام) از پيامبر اکرم (ص) نقل مي کند که فرمود:«پيش از قيامت ده امر حتمي واقع مي شود ، که خروج سفياني و دجال از امور حتميه اي است که اتفاق مي افتد.
روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است كه در منابع شيعه موجود مي‌باشد و اكثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت مي‌باشد
 
نام و نسب او :
عده اي گويند که نام دجال؛ صائد بن صيد يا ابن صياد است ،و برخي مخالف اين امر هستند در لغت دجال به معني کذاب (بسيار دروغ گو) است، و فعل آن را به معني «آب طلا و آب نقره دادن» دانسته اند. دجال را در زبان هاي انگليسي و فرانسه،«آنتي کريست» ناميده اند که به معني دشمن و ضد مسيح است.
 
خصوصيات فردي او :
حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد ، و بر الاغ سفيدي سوار است»
در صحيح مسلم در کلام رسول خدا (ص) دجال چنين توصيف شده است:«او مردي چاق، سرخ روي ، با موي سر مجعد و اعور (چپ چشم) است ،چشمش همچون دانه انگوري است که بر روي آب قرار گرفته باشد»
 
عقيده او  
اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي فرمايد:«او با صداي بلندي فرياد مي زند که بين مشرق و مغرب ، صدايش را جن و انس و شيطان مي شنوند (ممکن است اين عمل به وسيله رسانه هاي موجود از قبيل ماهواره ، اينترنت و شبکه هاي راديويي صورت بگيرد) و مي گويد: اي دوستان من! به سوي من آييد. من هستم کسي که آفريده است؟ پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدايت نموده است. (و مردم را به شرک فرا مي خواند) و  مي گويد (انا ربکم الاعلي يعني: من پروردگار برتر شما هستم).
او مردي چاق، سرخ روي ، با موي سر مجعد و اعور (چپ چشم) است ،چشمش همچون دانه انگوري است که بر روي آب قرار گرفته باشد
 
مکان خروج :
اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايند:«او از شهري(در آن سوي ماوراء النهرين) و قريه اي که معروف به «يهوديه» است بيرون مي آيد» و در روايات ديگر مكانهاي مختلفي برايش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان
 
مرگ او :
رسول خدا (ص) مي فرماينددجال در امت من بيرون مي شود در چهل روز ، پس خداوند عيسي بن مريم را مأمور مي کند، او را طلب مي کند و از بين مي برد. و حضرت علي (عليه السلام) ضمن يک خطبه طولاني فرمود:«مهدي (عليه السلام) با يارانش از مکه به بيت المقدس مي آيند، و در آن مکان بين آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع مي شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شکست مي خورند ، به طوري که از اول تا آخر آنها به هلاکت مي رسند و دنيا آباد مي شود و حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) عدالت و قسط را در جهان به پا مي دارد، و طبق روايتي آن حضرت، دجال را در کناسه کوفه به دار مي زند.
هر مؤمني که دجال را ببيند، آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد
بعضي از علما چون شيخ صدوق(ره) با استناد به پاره اي از روايات از جمله روايت اميرالمومنين معتقدند که غرض و هدف الهي ، بر اين تعلق گرفته است که دجال زنده باشد و کسي نتواند او را بکشد.
مرحوم محدث قمي (رحمه الله) مي  گويد: در روايت ابو امامه است که رسول خدا (ص) فرمودند: «هر مؤمني که دجال را ببيند، آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد، و ميان او و لشکر قائم (عليه السلام) جنگ واقع شود و بالاخره آن ملعون به دست مبارک حضرت حجت (عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا به دست عيسي بن مريم (عليه السلام) کشته شود.
البته عقيده شيعه بر اين است که امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است که دجال را مي کشد نه حضرت عيسي(عليه السلام)
 
نتيجه گيري
باتوجه به خصوصياتي که ذکر شد و در بعضي موارد با هم اختلاف دارند، بعضي از جمله مرحوم صدر [*] معتقدند: همان گونه که از ريشه لغت دجال از يک سو و از منابع حديث از سوي ديگر استفاده مي شود، دجال منحصر به فرد معيني نيست ، بلکه عنواني است کلي براي افراد پر تزوير و حيله گر که براي کشيدن توده هاي مردم به دنبال خود از هر وسيله اي استفاده مي کنند، اما حقيقت اين است که اين حرف وجاهت علمي ندارد و با فرمايشات معصومين (عليهم السلام) سازگار نيست، چنانکه در ابتداي کلام گذشت و پيامبر اکرم (ص) نيز فرموده اند:«هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نيز شما را بر حذر مي دارم، پس دجال آن بوده که از ابتداي تاريخ مردمان را از فتنه اي او بيم مي داده اند و چنانچه کسي اشکال کند ، که اخبار مربوط به دجال ، اخبار آحاد و خبر واحد بوده و خبر واحد از اعتبار کافي برخوردار نيست ، در پاسخ به او مي گوييم : اولا اخبار آحاد بر اساس آنچه در کتب اصولي آمده ، چنانچه ساير شرائط را داشته باشد ،  از اعتبار کافي بر خوردار است و در ثاني ، محتواي حديث دجال اگر از تواتر و فراواني لفظي برخوردار نباشد ، حتماً از تواتر در معنا برخوردار است و اين کافي است در صحت احاديث آن ، پس دجال از علائم قطعيه اي است که حتماً رخ خواهد داد، ولي برخي از تعريفات و توصيفاتي كه درباره‌اش در برخي کتابها شده است مدرك قابل اعتمادي ندارد. و اين قضيه بدون ترديد با افسانه‌هايي آميخته شده است كه صورت حقيقي خود را از دست داده است.
در عين حال پاره اي از دانشمندان از جمله ؛ مرحوم علامه سيد محمد صدر در جلد سوم موسوعة ارزشمند الامام المهدي با عنوان «تاريخ الغيبة الكبري» بحث مفصلي را به بررسي دجال اختصاص داده است ايشان معتقدند كه اخبار دجال مبتلا به دو اشكال جدي هستند. اول ضعف سندي دوم دلالت بر ايجاد معجزات مضلّه كه به لحاظ قوانين كلامي محال است. كه خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراه‌كننده واگذار نمايد.
و بعضي از محققين ديگر ريشة تعريفات و توصيفاتي كه در رابطه با دجال به ما رسيده است را به دو روايت برمي‌گردانند كه در كتاب بحارالانوار و كتب ديگر نقل شده است كه از ديدگاه علم رجال سند اين دو روايت ضعيف مي‌باشد و نمي‌شود به اين توصيفات اعتماد نمود.
به قول بعضي از محققين بزگوار روايات را اگر حمل بر معناي رمزي كنيم از كنار گذاشتن آن روايت بهتر است، مخصوصاً روايات دجال كه بعضي از آنها به شخص حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌رسد و متعين است كه بگوييم رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به يك سلسه معاني حقيقي گسترده اجتماعي با اين عبارت اشاره فرموده ‌اند.  . 
در مجموع مي‌توان بيان نمود كه دو ديدگاه راجع به دجال وجود دارد.
1 . دجال شخصي: كه در برخي روايات توصيفاتي براي او ذكر شده است مانند دجال مردي چاق،‌سرخ ‌رو، موي سر
و در روايت ديگر آمده است در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دجال موجود بوده است و نامش عبدالله يا صائد بن صيد است. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و اصحابش به قصد ديدار او به خانه‌اش رفتند او مدعي خدائي بود عمر خواست او را به قتل برساند ولي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مانع شدند
قابل توجه است كه محمد ابن يوسف گنجي در كتاب البيان صفحه صد و هشت در اين مطلب ترديد كرده روايتي را نقل مي‌كند كه فرزند صائد، دجال بودن خود را انكار مي‌كند، اشاره مي‌نمايد به روايتي كه مسلم از قول او نقل كرده است كه مي‌گويد: پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم و همچنين پيامبر فرمود دجال وارد بر مكه و مدينه نمي‌شود ولي من در مدينه به دنيا آمدم و اكنون مي‌خواهم به مكه بروم[*] علامه سيدمحمد صدر در اين باره مي‌گويد: مفهوم دجال سمبل پيچيده‌ترين و خطرناك‌ترين دشمن اسلام و خداست و اين در واقع توصيف نمودن و جهان‌بيني ماترياليستي غرب است[7] و عده‌اي ديگر از بزرگان نيز دجال را نماد و سمبل مي‌دانند و اين نكته را نيز بايد توجه داشت جدا از اينكه روايات دجال قابل اعتماد هستند يا خير و اينكه شيعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند يا نه و با چشم‌پوشي از اينكه دجال شخصي است يا نوعي يك نظرية ديگري نيز دربارة دجال وجود دارد و آن اينكه دجال را بعضي جزء اشراط الساعه و علائم قيامت شمرده‌اند اگر اين احتمال پذيرفته شود پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد خصوصاً كه بعضي روايات اين برداشت را تأييد مي‌نمايند از جمله روايتي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ كه ده نشانه قبل از وقوع قيامت را شمارش مي‌فرمايند از جمله خروج دجال كه در منابع مختلف و معتبر اين رايت نقل شده است.[8]
.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدي، علي اكبر عارف، چاپ شريعت، ص 181.
[2] . دادگستر جهان، ابراهيم اميني. ص 224، چاپ 78.
[3] . دادگستر جهان، ابراهيم اميني، ص 225، چاپ 78.
[4] . تاريخ غيبت كبري، سيد محمد صدر، ترجمة افتخارزاده، ص 643.
[5] . صحيح مسلم، ج 9، باب 1094، ح 1947.
[6] . بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 52، ص 193، چاپ اسلامي.
[7] . نشانه‌هاي يار و چكامة انتظار، مهدي عليزاده، ص 67، به نقل از موسوعة امام مهدي، سيد محمد صدر.
[8] . اثبات الهداة، شيخ حرعاملي، ج 7، ص 405و مختصر بصائر الدرجات، ص 202 و الغيبه طوسي، ص 426 و خصال شيخ صدوق، ج 2، ص 431.
[9] غيبة نعماني،‌ص 245.
 
 
تولد دجال در اسرائیل  
به گزارش البرز، برخی منابع اسرائیلی طی روزهای گذشته دست به انتشار خبری باعنوان تولد "دجال آخرالزمان " از بدنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در سرزمینهای اشغالی فلسیطنیان خبر میدهند که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرار گرفته و فاقد گودی زیرچشم و بینی است ،دراین اخبار تلاش شده این کودک دجال فتنه گر آخرالزمان معرفی شود .
درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است .به گزارش البرز برخی منابع صهیونیستی با انتشار تصاویری از این کودک عجیب الخلقه از وی بعنوان اصلی ترین علامت آخر الزمان یاد میکنند.
 منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک نوزاد یهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه میکنند.این منابع  با طرح این سوال که آیا این نوزاد که اکنون با مرگ دست و پنجه نرم میکند همان دجال فتنه گر است؟ ادامه میدهند: دجال پس از رشد و تکامل جسمی مدعی خدایی شده و فتنه گری در جهان را آغاز خواهد کرد .
انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است این درحالیست که درپیگیریهای به عمل آمده به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته ایم. این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد.
تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند.این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید.
کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است.
باتوجه به اعلام تولد دجال درمیان قوم یهود در احادیث شیعی و انتشارگسترده خبر مذکور این امکان برای  رژیم صهیونیستی فراهم میشود تا ضمن تثبیت عقاید دینی یهود صهیونیست بر یهودی بودن اراضی فلسطینیان تاکید نمایند.
 

پنج شنبه 26 مرداد 1391

|
 

روز ها در عصر مهدی جان

 

 

رميله
شهري است كه وقتي حضرت قائم (ع) ظهور مي‌كند، براي مردم آن، سخناني مي گويد كه تاب و توان پذيرش آن‌را ندارند. از اين‌رو، عليه حضرت قيام مي‌كنند و با او مي‌جنگند. حضرت نيز به رويارويي با آنان مي‌پردازد و آنان را به قتل مي‌رساند. اين شورش،‌آخرين شورش عليه حضرت است.
روزها در عصر حضرت
خداوند در دوران حضرت مهدي (عج) به چرخ گردون فرمان مي‌دهد كه آرام‌تر بگردد، كه مقدار يك روز در روزگار آن حضرت، ‌معادل ده روز از روزهاي ما است، و هر ماهي به مقدار ده‌ ماه و هر سالي به مقدار ده سال از سال‌هاي ما است.
روميان
منظور از روم، در روايات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت مهدي (ع)،‌ ملل اروپايي و در قرن‌هاي اخير،‌ گسترش آنان در آمريكاست كه فرزندان روم و وارثان امپراطوري تاريخي روميان هستند.
نام روم در بسياري از روايات زمان ظهور آمده است. از جمله روايات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان، و روايات ديگري درباره حركت ناوگان‌هاي جنگي آن‌ها به سواحل سرزمين‌هاي عربي، ‌اندكي پيش از ظهور حضرت مهدي (ع) وجود دارد.
ريحانه
يكي از نام‌هاي مادر امام زمان (ع) است.
زاهره
بر طبق روايات (ابن انباري) در داستان جزيره خضراء، ‌نام يكي از جزاير ناشناخته‌‌ي درياي مديترانه است كه طاهر، فرزند امام زمان (ع) فرمانرواي آن است.
زبيده
يكي از زناني است كه طبق روايتي از امام صادق (ع)، جزو ياران حضرت مهدي (ع) خواهد بود. وي همسر هارون‌الرشيد و از شيعيان بوده است. هنگامي‌كه هارون از عقيده او آگاه شد، سوگند ياد كرد كه او را طلاق دهد، او به انجام كارهاي نيك معروف بود. زبيده صد كنيز داشت كه همگي حافظ قرآن بودند و هر كدام موظف بودند كه يك‌دهم قرآن را بخوانند؛ به‌گونه‌اي كه از منزل مسكوني او صداي قرائت قرآن،‌ همانند زنبور عسل بلند بود.
 
 

پنج شنبه 26 مرداد 1391

|
 

چند دعا در مورد مهدی موعود

 

 
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ
اين دعاء حضرت صاحب الا مرعليه السلام است كه تعليم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ
خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد
وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ
و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است
الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ
محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام
وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ
و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند
الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى
چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد
فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ
كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب
الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ
الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت
السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ
همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
محمد و آل پاكيزه اش
 
دعاى امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه
كفعمى در مصباح فرموده اين دعاء حضرت مهدى صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ است
  اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِيَةِ
خدايا روزى ما كن توفيق اطاعت و دورى از گناه
وَصِدْقَ النِّيَّةِ وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَاَكْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ
و صدق و صفاى در نيت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را بوسيله هدايت شدن و استقامت و استوار كن
اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ وَامْلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَطَهِّرْ
زبانهاى ما را به درستگويى و حكمت و لبريز كن دلهاى ما را از دانش و معرفت و پاك كن
بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاكْفُفْ اَيْدِيَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ
اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناك و بازدار دستهاى ما را از ستم و دزدى
وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِيانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ
و بپوشان چشمان ما را از هرزگى و خيانت و ببند گوشهاى ما را از شنيدن سخنان بيهوده
وَالْغيبَةِ وَتَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصيحَةِ وَعَلَى الْمُتَعَلِّمينَ
و غيبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسايى و خيرخواهى كردن و بر دانش آموزان
بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَعَلَى الْمُسْتَمِعينَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَعَلى
به كوشش داشتن و شوق و بر شنوندگان به پيروى كردن و پند گرفتن و بر
مَرْضَى الْمُسْلِمينَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَعَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ
بيماران مسلمان به بهبودى يافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت
وَالرَّحْمَةِ وَعَلى مَشايِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّكينَةِ وَعَلَى الشَّبابِ
و مهربانى كردن و بر پيرانمان به وقار و سنگينى و بر جوانان
بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَعَلَى النِّساَّءِ بِالْحَياَّءِ وَالْعِفَّةِ وَعَلَى الاْغْنِياَّءِ
به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران
بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَعَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَعَلَى الْغُزاةِ
به فروتنى و بخشش كردن و بر مستمندان به شكيبائى و قناعت و بر پيكار كنندگان
بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَعَلَى الاُْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ وَعَلَى الاُْمَراَّءِ
به يارى و پيروزى و بر اسيران به رهايى يافتن و آسودگى و بر زمامداران
بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَعَلَى الرَّعِيَّةِ بِالاِْنْصافِ وَحُسْنِ السّيرَةِ وَبارِكْ
به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و بركت ده
لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَيْهِمْ مِنَ
براى حاجيان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر ايشان واجب كردى از
الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَالرّاحِمينَ  
اعمال حج و عمرة بوسيله فضل و رحمت خودت اى مهربانترين مهربانان
 
دعاى الهِى بِحَقِّ مَنْ نَاجَاكَ
درمهج ذكر شده كه اين دعاء حضرت حجّة عليه السلام است
اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاكَ وَبِحَقِّ مَنْ
خدايا به حق هركه با تو راز گويد و به حق هر كه
دَعاكَ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَراَّءِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ
تو را در صحرا و دريا بخواند تفضل فرما بر فقيران مؤ منين و مؤ منات
باِلْغَناَّءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنينَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاَّءِ
به توانگرى و ثروت و بر بيماران مؤ منين و مؤ منات به بهبودى يافتن
وَالصِّحَةِ وَعَلى اَحْياَّءِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْكَرامَةِ
و تندرستى و بر زندگان مؤ منين و مؤ منات به لطف و بزرگوارى
وَعَلى اَمْواتُ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلى
و بر مردگان مؤ منين و مؤ منات به آمرزش و مهربانى و بر
غُرَباَّءِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمينَ غانِمينَ
غريبان مؤ منين و مؤ منات به بازگرداندن آنها به وطنشان بسلامتى و بهره مندى به حق
بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعينَ
محمد و آل او همگى
 
استغاثه به امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه
سيّد عليخان در كلم طيّب فرموده اين استغاثه ايست بحضرت صاحب الزّمان صلوات الله عليه هر جا كه باشى دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگذار پس رو بقبله زير آسمان بايست و بگو:
سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ
سلام خدا بطور كامل
الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَصَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ وَبَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِ
و تمام و همه جانبه و عمومى و درودهاى ممتد و پيوسته و بركتهاى پابرجا و تام و تمامش بر حجت
اللّهِ وَوَلِيِّهِ فى اَرْضِهِ وَبِلادِهِ وَخَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَعِبادِهِ وَسُلالَةِ
خدا و ولى او در زمين و ساير كشورهايش و جانشين او بر خلق و بندگانش و نژاد پاك
النُّبُوَّةِ وَبَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَمُظْهِرِ الاْ يمانِ
نبوت و باقيمانده عترت و (آن سرور) برگزيده يعنى حضرت صاحب الزمان و آشكاركننده ايمان
وَمُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرْآنِ وَمُطَهِّرِ الاْرْضِ وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ
و ياددهنده احكام قرآن و پاك كننده زمين و گسترنده عدالت در درازا و پهناى
وَالْعَرْضِ وَالْحُجِّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَابْنِ
زمين و حجت قائم مهدى آن امام منتظر پسنديده و فرزند
الاْئِمَّةِ الطّاهِرينَ الْوَصِىِّ بْنِ الاْوْصِياَّءِ الْمَرْضِيّينَ الْهادِى
امامان پاكيزه و وصى فرزند اوصياء پسنديده آن راهنماى
الْمَعْصُومِ ابْنِ الاْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ
معصوم فرزند امامان راهنماى معصوم سلام بر تو اى عزت بخش مردم
الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ
مؤ منى كه ناتوان و خوارشان شمرند سلام بر تو اى خواركننده كافران
الْمُتَكَبِّرينَ الظّالِمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ
سركش و ستمكار سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب الزمان
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند اميرمؤ منان
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ
سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بانوى زنان جهانيان سلام
عَلَيْكَ يَا بْنَ الاْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ وَالاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ
بر تو اى فرزند پيشوايان و حجتهاى معصوم و پيشواى بر خلق
اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلايَةِ
همگى سلام بر تو اى سرور من سلام مخلصانه من به تو در ولايت و پيرويت
اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَفِعْلاً وَاَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاْرْضَ
گواهى دهم كه تويى آن پيشواى راه يافته چه در گفتار و چه در كردار و تويى آن بزرگوارى كه زمين را پر از
قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَسَهَّلَ
عدل و داد كنى پس آنكه پر از ستم و بيدادگرى شده باشد پس از خدا خواهم كه شتاب كند در فرج تو و راه آمدنت را هموار
مَخْرَجَكَ وَقَرَّبَ زَمانَكَ وَكَثَّرَ اَنْصارَكَ وَاَعْوانَكَ وَاَنْجَزَ لَكَ ما
و زمان ظهورت را نزديك و يار و ياورت را بسيار گرداند و آنچه
وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقاَّئِلينَ وَنُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا
به تو وعده فرموده درباره ات وفا كند زيرا كه او راستگوترين گويندگان است كه فرموده ((و ما خواستيم بر كسانى كه
فِى الاْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ
در زمين زبون شمرده مى شدند منت نهيم و ايشان را پيشوايانى كنيم و وارثانشان گردانيم )) اى سرور من اى صاحب
الزَّمانِ يَابْنَ رَسُولِاللّهِ حاجَتى كَذاوَكَذا (وبجاى كَذاوَكَذاحاجات خودراذكركند (
الزمان اى فرزند رسول خدا حاجتم اين و اين است
فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَكَ
پس شفاعت كن برايم در برآمدنش زيرا كه من با حاجت خويش به تو متوجه شده ام زيرا مى دانم كه
عِنْدَ اللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَمَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِاَمْرِهِ
شفاعت تو به درگاه خدا پذيرفته و مقامت پسنديده است پس به حق همان خدايى كه شما را در كار خود مخصوص كرده
وَارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَ اللّهِ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ سَلِ اللّهَ
و براى راز و سِرّش پسنديده و بدان مقامى كه شما در نزد خدا ميان خود و او داريد كه از خداى
تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَاِجابَةِ دَعْوَتى وَكَشْفِ كُرْبَتى
تعالى بخواهى من به خواسته ام برسم و دعايم اجابت شود و اندوهم برطرف گردد
و بخواه هر چه خواهى كه برآورده مى شود انشاء الله تعالى مؤ لف گويد: كه بهتر آنست كه در ركعت اوّل نماز اين استغاثه بعد از حمد سوره اِنّا فَتَحْنا بخواند و در ركعت دويّم اذا جآءَ نَصْرُ اللّهِ
 

پنج شنبه 26 مرداد 1391

|
 
صفحه قبل 1 ... 2 3 4 5 6 ... 9 صفحه بعد

این همه لاف زدن و مدعی اهل ظهور، پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم، سال ها منتظر سیصد و اندی مرد است، آن قدر مرد نبودیم که یارش باشیم، اگر آمد خبر رفتن مارا بدهید، به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم. به اميد ظهور منجي عالم كسي كه با آمدنش دنيا را گلباران و دل موئمنان را روشن و باعث نابودي شياطين زمين مي شود این وبلاگ برای نشان دادن اطلاعات بسیار ریزی در مورد دردانه زهرا(س) شکل گرفته شده بلکه بتواند باعث خوشنودی آقا صاحب الزمان (عج) بشود
پست الکترونیک

پروفایل مدیر وبلاگ

 

مطالب اخیر

راز نهفته غیبت مولایم ،صاحب شمشیر حضرت بقیة الله ارواحنا فداه

دلایل محرومیت بشریت از دردانه زهرا ، گل باغ لیلا ، کس بی کس های شب های ائمه ، مولانا صاحب الزمان(عج)

چگونه ساخته شدن مسجد مقدس حمکران به فرمان سحرخیزمدینه حضرت مهدی ارواحنافداه

روایات و منابع معتبر در مورد شعیب بن صالح

راز نام گذاری مولایم صاحب الزمان به قائم

( استمرار ولایت از ابراهیم خلیل الله تا طاووس بهشت مهدی فاطمه (س

جنگ های آغازین دولت مهدی موعود(عج)آنکه با آمدنش آرزوی تمامی انبیا را براورده می کند

راه های ارتباط با دردانه زهرا (س)

وظایف منتظران غریب عالم . دردانه فاطمه(س)

نقش نوجوانان در حکومت مهدی نرگس

آثار بحث در مورد منتقم خون شاه شیب الخضیب (ع) در این بحره زمان

بحث کردن از مهدویت در این بحره از زمان

مسجد جمکران تسلی بخش دل های غمگین عشاق یوسف زهرا(س)

تنها نشانه الله جگر گوشه تمام معصومین کسی که عیسی (ع) پشت سر او نماز می گذارد در قرآن مبین

یوسف زهرا از کدامین نسل است

اصحاب و یاران دردانه گل صیقل بانو (نرجس خاتون)

به امامت رسیدن غریب عالم (عج) در کودکی

اسامی صحر خیز مدینه در دیگر ادیان

مام زمان (عج) از فرزندان امام حسن مجتبي(ع) است يا امام حسين (ع)؟

حضرت مهدی (عج)در آیات مبارک قرآن کریم

نفس ذکیه کسی که 15 روز بعد از مرگش حضرت قائم می آید

شهادت ابا الحسن (عج)

عزای ابا عبدالله (ع) در شهادت قائم آل محمد

رجعت شاه تشنه لبان

شعار یاران آقا به هنگام حمله به شیاطین روی زمین

چهل حدیث از غریب زهرا(س)

ضرورت غیبت آخرین امام آسمان ولایت الهی

بعضی از نشانه های مولایمان مهدی صاحب الزمان (عج)

مطالبی در مورد تک دردانه زهرا(س)

مطالب زیبا در مورد ظهور آخرین خورشید امامت و ولایت

مهدی جان در احادیث شیعه وسنی

دجال انسان موعود صهیونیست!!!

روز ها در عصر مهدی جان

چند دعا در مورد مهدی موعود

صورت وسیرت ابا صالح

آیا امام زمان (عج) زن و فرزند دارند

مادر حضرت مهدی (عج) حضرت نرجس

چند مطلب زیبا در مورد تولد و ظهور در مورد در دانه زهرا(س)

تفاوت های حضرت با امام حسین (ع)

شباهت های حضرت به امام حسین (ع)

مطالب ارزنده در مورد امام زمان

 

نویسندگان

خادم الحسين

 

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان ولايت آسماني مهدي و آدرس velayatmahdimood.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

هندسه درایران

کانون گفتوگوی قرآنی

احادیث

اولین آیه ای که حضرت تلاوت فرمودند

سوال های قرآنی

ردیاب ماشین

جلوپنجره اریو

اریو زوتی z300

جلو پنجره ایکس 60

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

آمار وب سایت:  

بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید هفته :
بازدید ماه :
بازدید کل :
تعداد مطالب : 42
تعداد نظرات : 5
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


ztfhtbji9xir1g6d9tz.jpg
ztfhtbji9xir1g6d9tz.jpg
 

دانشنامه مهدویت

 مهدویت امام زمان (عج)
 

لوگوی دوستان

 

 

پیوندهای روزانه

حمل و ترخیص خرده بار از چین

حمل و ترخیص چین

جلو پنجره اسپرت

الوقلیون

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin