مام زمان (عج) از فرزندان امام حسن مجتبي(ع) است يا امام حسين (ع)؟
|
|

حضرت مهدي (عج) از جهت مادر منتهي است به امام حسن مجتبي (ع) چرا كه مادر امام باقر (ع) دختر امام حسن مجتبي(ع) است پس جائز است گفتن اينكه آن جناب از فرزندان امام حسن مجتبي (ع) است و معارض نيست با آن خبر ديگر كه از فرزندان امام حسين (ع) است پيامبر (ص) درباره امام حسن(ع) و امام حسين(ع) به حضرت زهرا(س) فرمودند : اي فاطمه قسم به آن كه به راستي مرا مبعوث فرموده كه از اين دو است مهدي (عج)اين امت در وقتي كه دنيا هرج ومرج شود. (نجم الثاقب)
ياري امام عصر(عج)
پيامبر (ص)فرموده اند: هر كس صبح كند در حالي كه به امور مسلمين اهتمام و توجهي نداشته باشد مسلمان نيست . و همچنين فرموده اند :هر كس فرياد كمك خواهي مردي را بشنود ولي جواب او را ندهد و به كمكش ( نرود مسلمان نيست .(آشتي با امام زمان ص ۱۱۱
اي كاش مردم نداي (هل من ناصر ينصرني) را لبيك مي گفتند يكي از شيوه هاي ياري امام (عج)امر به معروف و نهي از منكر است ،مهم ترين رسالت مديران خانواده به خصوص مردان اين است كه امكانات و ثروت كافي علمي و معنوي را در راه حاكميت ارزشهاي اسلامي و ابدي و هدايت خانواده به سوي خوشبختي ماندگار و حقيقي تامين كند.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: هيچ كس خداوند را به گناهي بزرگ تر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمي كند .(آشتي با امام زمان ص ۱۹۸ )پس خوب است امر به معروف و نهي از منكر را از خانواده شروع كنيم. خداوند در سوره نساءآيه ي ۷۵ فرموده اند :چرا در راه خدا و نجات مستضعفان از مردان و زنان و كودكاني كه در اسارت ستمگران فرياد نجات مي دهند و از خدا رهايي خود را آرزو مي كنند به جنگ و قيام نمي پردازيد.آيا نبايد آن كه دچار استضعاف اجتماعي (امام عصر) است و در زندان غيبتي كه ما با انجام گناهانمان براي او ساخته ايم بر عليه نفسمان قيام كنيم و او را ياري كنيم. ديرگاهي پيش بود كه صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود. سئوالي كه جوابي در پي نداشت.
روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي روزگار، عاشورا! اين ندا هم زماني بر آمد كه « ؟ هل من ناصر ينصرني » : آن روز هم، امام ديگري بود و نداي ديگري ابوالفضل علمدار، علي اكبر، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسين (ع) به خون غلتيده بودند و او سرداري بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهاي فروافتاده، دستهاي به عقب كشيده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده اي كه به دنبال محل فراري چون زمين هستند تا از تيررس نگاه امام فرار كنند. بجز ٧٢ تن؟! همين ! آيا جواب سؤالي بدان عظمت، سئوالي كه زمين و زمان، فرشتگان و ملايك براي جوابش هروله مي كردند، همين بود؟! نه ! نبود ! و از همين رو بود كه علي جوابش را از محراب با فرق خونينش گرفت و حسين بر سر نيزه ! آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز نيز روز امام ديگري است. اما همچنان همان سئوال باقي است :
|
|
سه شنبه 17 بهمن 1391 |
|
|
|